نور الدين عبد الرحمن اسفراينى

28

كاشف الأسرار ( فارسى )

القصّه ، چون اين ضعيف را طلب مطلوب درجنبانيد ، نوها و خزها را « 1 » در چشم اين ضعيف حقير كرد ، و كهنها و ژندها را در چشم اين ضعيف زينتى پيدا شد . ( 52 ) و آن حكايت اوّل را سرّى عجب پديد آمد . طريق زهد اختيار كرد و با خود مقرّر كرد كه از دنيا بر اندك چيزى كه ناگزيرست اقتصار كند . چون چنان اتّفاقى « 4 » شد ، انديشيد كه بناء عمل صالح بر قوت صالح اولاتر . در دل بدان واسطه چيزى پديد آمد كه در لقمهء هركس شبههء اثبات مىكرد ، و آن نه نيك بود . پس چون وقت ارتفاع غلّه شد ، اين ضعيف با خود گفت كه بهتر آن باشد كه در راه‌هائى كه مردم خوشه « 7 » به خرمن مىكشند مىگردد و از خوشه‌هائى كه بر راه افتاده باشد برمىگيرد ، و اندكى كه از آن حاصل « 8 » مىشود ، روزگارى بدان بسر مىبرد . پس همچنان كرد و در راهها مىگشت ، و هركجا خوشگكى افتاده مىديد « 10 » ، برمىداشت و در سبدى جمع مىكرد . ( 53 ) پس دور نبود از آنكه « 11 » هركجا خوشگكى افتاده بود ، جمعى مورچگان بر آن جمع آمده بودند و نصيبهء خويش از آن حاصل مىكردند ؛ و اين ضعيف با آن نمىافتاد . « 12 » ناگاه بر دل اين ضعيف آشكارا گشت كه مقصود تو آنست تا « 13 » زحمت تو از خلق كم شود ؛ پس اين مورچگان كه ضعيف‌ترين خلقند ، ايشان مىخواهند كه نصيب خويش ازين « 14 » خوشه بردارند « 15 » . تو ايشان را محروم مىكنى و در سبد خود مىاندازى : اين ظلم باشد ! در تحيّر افتادم و با خود گفتم : اگر برندارم ، من محروم باشم ، و اگر بردارم ، ايشان محروم باشند ؛ پس بهتر آنكه ميان ما انصافى پيدا آيد . و آن آن بود كه هر خوشهء را كه « 17 »

--> ( 1 ) - خزها را : حروها را L : خزها N - - ( 4 ) - بر اندك L : به اندك N - - اقتصار L : قناعت N - - ( 7 ) - خوشه N : سؤالى L - - ( 8 ) - مىكشند N : نقل مىكنند L - - خوشه‌هائى L : خوشه‌ها N - - اندكى كه N : اندكى - L - - ( 10 ) - مىديد L : بود N - - ( 11 ) - از آنكه L : كه N - - ( 12 ) - بودند L : بود N - - نصيبه L : نصيب N - - ( 13 ) - تا L : كه N - - ( 14 ) - پس L : و N - - مورچگان كه L : مورچگان - N - - خلقند L : + و N - - ( 15 ) - بردارند L : برگيرند و N - - ( 17 ) - آنكه L : اينست كه N - - آيد L : گردد N - - و آن آن بود كه L : پس N